فرِسكوبالدي

جهانگرد فلورانسي كه در سال‌هاي 1384 ـ 1385، از خاورميانه ديدار كرد. او در سال 1384 به‌ مصر و فلسطين سفر كرد و هنگام بازگشتنش‌، در سال 1385، به كلانتري سيتادي كاستللو منصوب شد؛ در سال 1390 مالكيت مُنته پولچانو را به نام فرمانرواي فلورانس به‌دست آورد؛ در سال 1398 سفير فلورانس نزد بونيفاكيوس نهم در رم بود؛ در سال 1405 در محاصره‌ٴ پيزا شهرتي يافت و اين آخرين اشاره‌ٴ مكتوب درباره‌ٴ اوست‌.
او در دهم اوت 1384 همراه با سيمونو دي جنتيله سيگُلي‌، جورجو گوتچي و ديگران‌ فلورانس را ترك گفت‌؛ آنان روانه‌ٴ ونيز شدند و از آن‌جا با كشتي به اسكندريه رفتند؛ از قاهره ديدار كردند؛ آنگاه‌، عازم كوه سينا، غَزه‌، فلسطين‌، دمشق و بيروت شدند. در مه 1385 از بيروت به‌ قصد ونيز بر كشتي نشستند. فرسكوبالدي گزارش مشروح سفرش را به ايتاليايي نوشت‌، كه‌ حاوي برخي اطلاعات بسيار باارزش است‌، از جمله درمورد فراواني كشتي‌راني در نيل و درمورد زندگي اجتماعي و اقتصادي كشورهايي كه در آنها سفر كرده‌است‌. وي اعتبارنامه‌هايي از بانك‌ پُرتيناري فلورانس با خود داشت‌. اين بانك در اسكندريه و دمشق داراي شعبه‌هايي بود.

سيگُلي

نجيب‌زاده‌ٴ فلورانسي كه در سال‌هاي 1384 ـ 1385 همراه فرسكوبالدي به خاور نزديك رفت و در سال 1390 گزارش مشروحي به زبان ايتاليايي درباره‌ٴ مسافرتشان نوشت‌، با عنوان گمراه‌كننده‌ٴ سفر به كوه سينا. او و همراهانش از كوه سينا ديدار كردند. ولي اين تنها بخشي از سفرشان بود. اين‌ گزارش شامل قريب يك‌صد صفحه‌ٴ چاپي به قطع جيبي است‌.
وي اشاره‌ٴ جالبي دارد (ص 45 چاپ اول‌) به ((يوحناي عابد)) (دوازدهم ـ 2) فرمانرواي‌ نيرومندي كه در هند زندگي مي‌كند و سلطان مصر به وي خراج مي‌دهد، زيرا يوحنا فرمانرواي‌ سرچشمه‌هاي نيل است‌. اين نشان مي‌دهد كه هنوز فكر مخلوطكردن هند و حبشه با هم‌ به درستي از ميان نرفته‌بود. البته كاملاً بديهي است كه طغيان‌هاي نيل از ارتفاعات حبشه‌ سرچشمه مي‌گيرد.

نيكولو دي مارتُني

زاير ايتاليايي بيت‌المقدس در سال 1494.
نيكولو در كاريُنلا نزديك كالوي در كامپانيا سردفتر بود. او در هفدهم ژوئن سال 1394 از جنوا با كشتي عازم رُدِس شد؛ سپس‌، به اسكندريه‌، قاهره‌، كوه سينا و فلسطين رفت و از راه‌ قبرس‌، ردس و يونان به ميهنش بازگشت و در پايان مه 1395 به موطنش رسيد. او زايري‌ ساده‌لوح‌، معمولي و جاهل بود، ولي به ايمان و اميد به رحمت خداوند اتكا داشت‌. او خاطرات